من کوير و تو دريا
سِرّ ماست این همه دعوا
من شب و تو مرز نوری
شهری از دنیا غروری
من سه تار خسته از غم
توطرب می سازی هر دم
تونسيم و من گلبرگم
از نگاهت سخت می لرزم
من نگاهم به توبسته
تونگاهت ز من خسته
چه شبها که با خیالت مانديم
تا پگاه صبح يکسره خواندیم
:: بازدید از این مطلب : 471
|
امتیاز مطلب : 64
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13